
از حرفهای در هم و بر هم من، و از سکوت تو... جان دنیا به لب آمده. کاش رفته بودم آن شب. آن شب جانم را بجای حضرت عزراییل به دست تو دادم و حالا... جان من تویی...۱۳۹۷/۰۱/۰۵میکائیل. Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
یکبار دیگر این روزها آرزوی شاعر شدن کردم. دلم پر است از شور و شوق یک خبر ...اگر شاعر بودم ، برایش تا بیاید شعر میگفتم.xa0 برای مسافر کوچکی که مهمان عزیزترین افراد قلب من است ...
ادامه مطلب