خلیج-sologulf

متن مرتبط با «قصه های مجید» در سایت خلیج-sologulf نوشته شده است

جوخه های آزادی...

  • نیلوبلاگ

    پیش رو راه بی هدفپشت سر شهر غم زدهپای پیاده در دل شبتا پل آزادی قدم زده...شما جوخه مرگ دارید و ما جوخه های آزادی... خوشه خوشه می رویند و حصار خاک سرد را می شکافند.وسعت بزرگ تاریکی، پوچ و تهی است. یک ستاره کوچک کافیست تا تاریکی شکست بخورد و صبح شود. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مثل عطرهای عربی

  • نیلوبلاگ

    لابلای احساسات درون، همیشه یکی دوتا هستد که بویشان فرق دارد. رنگشان فرق دارد. مثل عطرهای تند عربی که از بین صدها بوی دیگر خودش را نشان میدهد. آن موقع است که می بینیش. بیرونش میکشی و نگهش میداری. جدا از بقیه دنیا.xa0 تو ، آن حس نابی که می خواهم بشناسمت. ...

    ادامه مطلب
  • قصه

  • نیلوبلاگ

    قصه چیهکه من همه چیز رو بوسیدم و کنار گذاشتم تا فراموش شوند و خاک بخورندو حالا تو یکی یکی بیرونشان میآوری و میپرسی قصه اینها چیستاینها اصلا قصه نیست... واقعیت است...

    ادامه مطلب